X
تبلیغات
آبشار قینرجه - قینرجه

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
همانا سعادتمند( به معنای ) كامل و حقیقی كسی است كه امیرالمومنین علی علیه السلام را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

آبشار قینرجه به نقل از باشگاه خبرنگاران: تخت سلیمان(آتشکده آذرگشنسب) نام محوطهٔ تاریخی بزرگی، در نزدیکی تَکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرت‌آباد) در استان آذربایجان غربی و ۴۵ کیلومتری شمال شرقی این شهر است.
تخت سلیمان(آتشکده آذرگشنسب) نام محوطهٔ تاریخی بزرگی، در نزدیکی تَکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرت‌آباد) در استان آذربایجان غربی و ۴۵ کیلومتری شمال شرقی این شهر است.

پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز سید محمد نجیبی

تاریخچه

گنزک یا کنزک، گنجک، گنزه، جنزه، گنجه، گزن، گنگ و به ارمنی گنزکا یا کادزا، به سریانی گنذزک یا گنژگ، به یونانی گنزکا، گادزاکا، گادزا، مؤرخان تازی آن را جزن یا جزنق نام برده‌اند، مغولان آن را ستوریق گفته‌اند. نام دیگر این شهر، شیز بوده‌است. شیز معرب جیس است. پلوتارک مؤرخ یونانی این شهر را فراد نوشته‌است. در نوشته‌های دیگر پهلوی شیچ خوانده شده، در شاهنامه چیچست به کار رفته و کهن‌ترین از همهٔ این نوشته‌ها، در اوستا ست که نام آن را، چئچست آورده‌ است . امروزه تمام این نام‌ها از بین رفته و این محل را تخت سلیمان می‌نامند.
 
ین شهر باستانی در ادوار مختلف محل سکونت اقوامی مانند، مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و مغولان بوده و در هر یک از دورانهای فوق، این محل در اوج قدرت و تمدن زمان مربوط بخود بوده‌است. اکنون نشانی از این شهر در آذربایجان دیده نمی‌شود، بر باد شده یک سر، با خاک شده یکسان.



هانری راولنسن مؤرخ انگلیسی در قرن نوزدهم نوشته‌است که شیز و آتشکده شکوهمند و پرجلال آن چنان از صفحهٔ روزگار پاک شده‌است که بین دانشمندان و محققان در تعیین محل آن اختلاف پدید آمده‌است.

شیز زادگاه زرتشت

اگرچه این سخن مورد قبول همهٔ محققان نیست ولی یکی از جاهائی که حدس زده می‌شود، محل تولد زرتشت باشد، شهر شیز است.

پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز سید محمد نجیبی

ناصری در انجمن آرای آورده‌است که گویند زرتشت در شهر اردبیل و سبلان ظهور کرده و اصلش از شهری بوده، در میان مراغه و زنگان که شیز نام داشته‌است.

در دوران اردشیر یکم و پس از او تمایل بر حذف تاریخ و نقش اشکانیان در کلیهٔ امور بود. تباین و تضادی که ساسانیان با اشکانیان داشتند بیشتر بر این بنیادها قرار داشت: سعی در تقویت حکومت مرکزی و مبارزه با ادیان غیر زرتشتی. این حکومت متمرکز نامی فراگیر لازم داشت که مسبوق به دین رسمی کشور و آیات و اصطلاحات اوستا باشد. در اوستا از «ائیریانم وئجه» به عنوان زادگاه زرتشت یاد شده بود که در دوران ساسانی تمایلی به تغییر محل آن از ری به آذربایجان احساس گردید. زیرا ری از مدتها پیش در تیول خاندان معروف مهران، از خاندانهای مهم دوران اشکانی بود و پیوسته مانند نسا از شهرهای اشکانی دوست و مورد سوءظن ساسانیان بود. در حالی که آذربایجان همی یکی از سه آتش بزرگ دوران ساسانی را در خود داشت آتشکده آذرگشسب (تخت سلیمان کنونی) و هم به تیسفون پایتخت ساسانی نزدیکتر بود پس «ائیریانم وئجه» که قبلاً زادگاه زرتشت تصور شده بود به آذربایجان منتقل گردید با نام تازهٔ «ایران ویج» جزء نخست این کلمهٔ مقدس می‌توانست بهترین نام ممکن برای سرزمین واحد و فراگیر ساسانیان باشد. این جزء نخست در ایرانی باستانی آریانام aryānām و در زبان اوستایی aryānem بود. از شکل ایرانی باستان آن در دوران اشکانی آریان حاصل شده بود اما ساسانیان بیشتر به اوستا نظر داشتند.

گنزک پایتخت دوران اورتایی

آتروپات فرماندار یا ساتراپ ماد شمالی در زمان اسکندر بود. بعد از فروپاشی امپراتوری اسکندر در سال ۳۲۸ پیش از میلاد، او اعلام استقلال کرده و گنزک را بعنوان پایتخت کشور تازه استقلال یافتهٔ ماد کوچک قرار داد. کلمهٔ معرب آذربایجان از همین نام خاندان آتورپاتگان، ریشه گرفته‌است.

پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز سید محمد نجیبی

این دولت کوچک از لحاظ اینکه اولین مظهر بازگشت عنصر ایرانی برضد استیلای یونان واقع گردید، بسیار حائز اهمیت است.

استاد پورداوود نوشته‌است که سرزمین آذربایجان به نام خاندان شهریارانی که در آنجا از روزگار اسکندر فرمانروایی داشتند، بازخوانده شده‌است. آتروپات، از نامهای بسیار رایج ایران باستان بوده و معنی آن آذرپناه یا کسی که ایزد آتش او را نگه می‌دارد یا فرشتهٔ پاسپان آتش، پرستار اوست. آتر به معنی آتش و پات نگهداشتن است.

محاصرهٔ شیز توسط رومی‌ها

در سال ۳۶ پیش از میلاد آنتوان سردار نامدار رومی، به ایران حمله کرد.

پادشاه اشکانی در این هنگام فرهاد چهارم بوده‌است. پلوتارک می‌نویسد «آنتوان بعد از جدا شدن از معشوقه اش ملکه کلئوپاترا همراه با یکصد و سیزده هزار سپاهی به قصد تصرف ماد به طرف آذربایجان حرکت کرد. او که می‌خواست زمستان را با کلوپاترا بگذراند، در هر کاری از خود، شتابزدگی نشان می‌داد و بدون استراحت دادن به سربازان و حمل اسباب و آلات جنگی که باعث کندی حرکت شده بودند، به طرف شیز (فراد) رفت تا آن شهر را در محاصره گیرد. شیز شهری بود بزرگ و زنان و کودکان پادشاهان ماد در آنجا سکونت داشتند. در حین محاصره، آنتوان به آلات جنگی نیازمند شد و فهمید که نیاوردن و جا گذاشتن آن آلات، چه اشتباه بزرگی بوده‌است. فرهاد چهارم پادشاه پارت‌ها که به طرف شیز، همراه با سپاه بزرگی حرکت می‌کرد، سواره نظامی را مأمور کرد که بروند و آن آلات جنگی را بگیرند. پارتها به سپاه رومی حمله کرده و اسیران بسیار بگرفتند. مادها هم که در محاصره بودند به پارتها پیوسته، رومیها مجبور به عقب نشینی شدند.»

پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز سید محمد نجیبی

اهدای غنائم جنگی توسط بهرام گور

طبری می‌نویسد «چون بهرام گور به جنگ ترکان خزر که در آن سوی کوههای قفقاز بودند می‌رفت از آذربایجان رفت که بتواند در آتشکدهٔ شیز عبادت بکند. بعد از پیروزی در جنگ با ترکان در بازگشت آنچه یاقوت و گوهر در تاج خاقان بود و شمشیر او که مروارید و گوهر نشان بود و زیورهای فراوانش را به آن آتشکده پیشکش کرد و خاتون زن اسیر شدهٔ خاقان را، به خدمت آن آتشکده گماشت.

گنزک در زمان خسرو پرویز

اقامتگاه تابستانی خسرو پرویز ظاهراً در نواحی دریاچه ارومیه در سر راه مراغه و تبریز در نزدیکی لیلان بوده‌است. گویند در نزدیکی آن چشمهٔ نفتی بوده که آتشکده آذرگشسپ بواسطهٔ آن روشن می‌شده‌است در دوره ساسانی معمولا یکی از مرزبانان را به حکومت اذربایجان می‌گماردند. در اواخر آن دوره حکومت آذربایجان در دست خاندان (فرخ هرمزد) بود. و پایتخت آن (شیز) یا(گنزب) نام داشت که مطابق با ویرانه‌های لیلان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه گزارش شده‌است.

پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز سید محمد نجیبی
شیز در زمان ساسانیان

با استقرار امپراتوری ساسانی در ایران و رواج آئین زرتشی اوج شکوه و آبادانی این شهر آغاز گردید ساختمان آتشکده آذر گشنسب به عنوان نماد اقتدار آئین زرتشت باعث رشد و توسعه دوباره شهر گردید این آتشکده که مختص پادشاهان و سرداران بوده موقعیت جنگچویان را حفظ می کرده و به عنوان نماد وحدت کشور از احترام بالایی برخوردار بوده بطوریکه بعد از پادشاهای اشخاصی از خاندان ساسانی پیاده به این محل آمده و ضمن زیارت تاج شاهی را بر سر می‌گذاشتند آذر گشنب به عنوان مهم ترین معبد زرتشتیان مورد احترام حکومت و مدرم آن دوره بوده آتش جاودان این آتش کده حدود هفت قرن نماد اقتدار آئین زرشت بوده در عصر سامانیان شهر شامل سه بخش عمده بود ۱- تلارها – کاخ‌ها ۲- ساختمان آتشکده ۳- خانه‌های مسکونی شیز در زمان ساسانیان به جهت همین آتشکده تقدس خاصی پیدا کرد و شهر بصورت مجموعه مذهبی درآمد بطوریکه طبقه خاص از روحانیون مذهبی که در آئیس زرتشت از آنها بعنوان (موبد) نام برده می‌شود در خانه‌های مسکونی شهر ساکن شده‌اند به دلیل اقتدار وشکوهی که این آتشکده داشت مردم منطقه آن را تخت سلیمان نامیدند از آن پس در تمام کتابها و آثار باقی مانده نام آتشکده آذر گشنب کمتر دیده شده این آتشکده در دوره خسرو اول اهمیت بالایی بدست آورد در دوره حکومت خسرو پرویز که مورخان غرب او را خسرو دوم می نماند در نبردی طولانی که میان ساسانیان و دولت روم شرقی اتفاق افتاد خسرو پرویز سوریه و آسیای صغیر را تحت فرمان در آورد و «صلیب واقعی اورشلیم» را به شیز آورد. این شهر در سال ۶۲۴ میلادی در حمله ارتش روم شکست سپاهیان خسرو پرویز مورد غارت و تخریب قرار گرفت و به دستور هرکلیوس شیز تخریب و صلیب واقعی دوباره به اورشلیم بازگشت پس از آن واقعه به خصوص اوایل ظهور اسلام شیز اعتبار خود را از دست داد.

در سال ۶۲۳ میلادی هراکلیوس به منظور جلوگیری از پیشرفت سپاه فاتح ایران و دفع حملهٔ آوارها، از طریق آسیای صغیر با نیروهای خود به قفقاز حمله‌ور گشت. هراکلیوس نخست ارمنستان را فتح کرد و پس آنگاه ناحیهٔ گنزک را به تصرف درآورد. هرقل در آذربایجان که در آن ایام، برحسب روایات مغان، زادگاه زرتشت به حساب می‌آمد، با شوقی انتقام جویانه و به تلافی اینکه سپاهیان خسرو پرویز و یهودیان اورشلیم، در سال ۶۱۴ میلادی، مزار عیسی مسیح را در اورشلیم با خاک یکسان کرده بودند، مقدس‌ترین مکان مذهبی زمان ساسانی، یعنی آتشکده آذرگشسپ را با خاک یکسان کرد.
پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز سید محمد نجیبی


شرح ویرانی شیز و آتشکدهٔ آن در کتاب تاریخ امپراتوری صغیر، نوشتهٔ شارل لبو فرانسوی آمده‌است. تخت طاقدیس یا تخت طاق ویس که وصف آن در شاهنامه آمده‌است، یکی از شگفتی‌های شیز بوده‌است که توسط هرقل ویران شد. تاریخ نویسان شرح آن را که توسط صنعتگران سراسر کشور، از عاج و طلاو جواهرات، ساخته شده بود، با آب و تاب تمام، نوشته‌اند. شارل لبو دربارهٔ تخت طاقدیس می‌نویسد «هراکلیوس و گروهی از تازیان که مزدورش بودند و پیشاپیش لشکریانش می‌رفتند بر پیشروان سپاه ایران تاختند و چنان هراس انگیختند که خسرو همان دم با همهٔ لشکریانش گریخت. هراکلیوس بی مانع وارد گنزک شد. می‌گفتند که زرتشت در این سرزمین به دنیا آمده و در آنجا زیسته‌است. مجسمهٔ بسیار بزرگی از خسرو پرویز با غرور در میان کاخ در زیر گنبدی که نمایش آسمان بود، نشانیده بودند، در گرداگردش خورشید و ماه و ستارگان دیگر را می‌دیدند، همراه با فرشتگان که چوب به دست داشتند. بوسیلهٔ بعضی دستگاه‌ها باران می‌ریخت و تندر به صدا در می‌آمد. هراکلیوس همه را، همراه با سه هزار خانهٔ اطراف آتشکده، دستخوش آتش کرد.»

آتشکده آذرگشنسپ

در زمان ساسانیان ایرانیان سه آتشگاه بزرگ و برجسته داشتند. نام آتش‌هایی که در این آتشگاه‌ها نگهداری می‌شد. یکی بُرزین مهر به معنای آتش عشق والا و ویژه برزیگران بود که در نزدیکی نیشابور خراسان جای داشت.

دومی فَربغ بود به معنای آتش فرّ ایزدی که در کاریان فارس و ویژه موبدان و بلندپایگان بود.

سومی آتشکده آذرگشنسپ که در تکاب آذربایجان قرار داشت. آتشکده آذرگشنسپ ویژه ارتشیان بود و در شهر و محلی بنام شیز یا گَنجَک بر روی کوه اَسنَوند قرار داشت.

آذرگشنسپ به معنای آتش اسب نر است. بر پایهٔ افسانه‌های ایرانی این آتشگاه بدین علت این طور نامیده شده‌است که کیخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ در نیمروز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش اسب نر (گشسب یا گشنسب) نامیده شد. این محل هم اکنون نام تخت سلیمان نام دارد.

آثار باستانی در تخت سلیمان

مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف دریاچه‌ای طبیعی ساخته شده‌است. آب این دریاچه که از عمق ۱۱۶ متری از درون زمین به سطح می‌آید و به زمین‌های اطراف می‌ریزد دارای املاح زیادی است که آن را برای آشامیدن و کشاورزی نامناسب کرده‌است. رسوب‌های حاصل از این املاح در طی قرن‌ها، لبه دریاچه را شکل داده و متغیر کرده‌است.

آثار بناهای دوره‌های اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده‌است. مهم‌ترین آثار بجا مانده آن آتشکده و تالارهای دوره ساسانی است. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده‌است. کاوشگاه باستانی شیز از سوی یونسکو به عنوان میراث جهانی شناخته شده‌است و طرحهای بزرگی برای بازسازی و کاوش در آن در دست اجرا است.



آبشار قینرجه به نقل از سایت سیری در ایران

آتشکده آذرگشنسب از مشهورترین و بزرگ‌ترین آتشکده‌های فلات ایران است که در ۴۹ کیلومتری شمال شرق شهر تکاب قرار دارد.

آذرگشنسب به معنای «آتش اسب نر» است. بر پایه افسانه‌های ایرانی، دلیل نام‌گذاری این است که کیخسرو به هنگام گشودن بهمن دژ در نیم روز، با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند، روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام «آتش اسب نر» (آذرگشسب یا آذرگشنسب) نامیده شد.

آتشکده آذرگشسب9 آتشکده آذرگشنسب

ساخت این بنا به بیش از ۳۰۰۰ سال قبل باز می‌گردد. آذرگشسب در کنار دریاچه ارومیه قرار دارد و در گذشته کاخ‌های بسیار باشکوهی در اطراف آن بنا بوده است.



آتشکده آذرگشسب آتشکده آذرگشنسب

آتشکده آذرگشسب3 آتشکده آذرگشنسب

آتشکده آذرگشسب4 آتشکده آذرگشنسب

آتشکده آذرگشسب5 آتشکده آذرگشنسب

آتشکده آذرگشسب6 آتشکده آذرگشنسب

آتشکده آذرگشسب8 آتشکده آذرگشنسب



آبشار قینرجه به نقل از روزنامه الکترونیکی آوای تکاب



  آبشار قینرجه به نقل از تخت نیوز:  رئیس اداره میراث فرهنگی،صنایع دستی وگردشگری شهرستان تکاب گفت:چمن متحرک شهرستان تکاب یکی از دیدنی ترین و منحصربفرد ترین جاذبه های گردشگری طبیعی استان آذربایجان غربی در فصل بهار محسوب می گردد.
امیرمطلوبی با بیان این مطلب افزود: چمن متحرک که در زبان محلی به "چملی"یا "چملی گل" معروف است یکی از آثار طبیعی شگفت انگیز شهرستان تکاب به شمار می رود و هرسال در فصل بهار بسیاری از علاقمندان مناطق طبیعی و گردشگری را بسوی خود جذب می نماید.




وی تصریح کرد:چمن متحرک در ۱۵ کیلومتری شهرستان تکاب در نزدیکی روستای " بدرلو " واقع شده که شامل یک منطقه باتلاقی بوده و در وسط و اطراف آن چمنزارها و نی زارها بلندی رشد نموده است که ارتفاع آن به دومتر می رسد.
وی اظهار کرد: این چمن بصورت جزیره ای متحرک با مساحت هشتاد متر مربع بر روی دریاچه ای کوچک خود نمایی می کند که با وزش باد و جریان هوا و یا تکان خاصی به جهات مختلف تغییر مسیرداده وحرکت می کند وهمین امرموجب منحصر بفرد شدن این جاذبه طبیعی شده است.
وی ادامه داد:کل مساحت این برکه عجیب و باور نکردنی به وسعت یک هکتار است، در میان دره ای عمیق قرار گرفته که نیزارها، چمن سر سبزدرختان بلند و گلهای زیبا اطراف آن جلوه ای خاص و طبیعی زیبا به آن بخشیده است.
مطلوبی خاطرنشان ساخت: چمن بصورت معلق و شناور در وسط این برکه قرار گرفته و دارای پوشش گیاهی کاملا مطلوب و مناسب است و حتی در فصل زمستان و سرمای هوا نیز چمن آن سبزی خود را از دست نمی دهد که برشگفتی بازدید کنندگان ازاین جاذبه طبیعی افزوده است.
رئیس اداره میراث فرهنگی تکاب یادآورشد: قطعه چمن متحرک بصورت یک نیم قوس کمانی که از پیرامون برکه جداست هنگام حرکت جاذبه ی فوق العاده ای را ایجاد می نماید و از این لحاظ یکی از مناطق مهم طبیعی و گردشگری آذربایجان غربی محسوب می شود.
وی با اشاره به اینکه عمق این برکه زیاد بوده و فاقد جانواران آبزی است اما مرغابی های وحشی در اطراف این چمنزار جلو و زیبایی خاصی پدید می آوردگفت:این جاذبه طبیعی هرساله با آغاز فصل بهار میزبان بسیاری از اهالی تکاب، شهرهای جنوبی آذربایجان غربی و شهرستانهای استانهای زنجان، کردستان و آذربایجانشرقی است.
وی افزود: ازعلت حرکت و شناور بودن این چمن شگفت انگیز اطلاعات دقیق در دست نیست اما برخی کارشناسان علت آن را منطبق و متناسب با حرکت وضعی زمین و عده ای دیگر ناشی از عوامل طبیعی و وزش باد می دانند.


روزی دختر شیخ تبلت گوگل نکسوس بخرید و بر شیخ عرضه نمود .
شیخ بگفت:این تبلت که خریدی اولین کار چه کردی؟
عرض نمود:یا شیخ بر صفحه اش برچسب زدم و دور آن کاوری بس
محکم قرار دادم.
شیخ فرمود:ایا تو به شرکت گوگل توهین کردی که چنین کاور بر آن نهادی؟
خیر _ اتفاقا خود گوگل که آن را ساخته توصیه نماید که بر آن کاور نهیم.
آیا چون تبلت چیپ و درپیت است کاورش کردی؟
خیر _ بلکه چون ارزشمند است و کلی تکنولوژی صرف آن شده چنین کردم.
آیا کاور از جمال تبلت نکاهد و به وزنش نیفزاید؟
باکی نیست,به دوامش نیز بیفزاید.

شیخ صیحه ای بزد و فرمود : پس بدان که آنکه مرا و تو را ساخته ما را به عفاف
توصیه نموده است که عفاف نه دست و پا گیر است و نه موجب عذاب بلکه ضمانت
ماندگاریست ...


کفش کودکی را دریا برد . کودک روی ساحل نوشت دریای دزد
آن طرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه نوشت: دریای سخاوتمند
جوانی غرق شد مادرش نوشت: دریای قاتل
پیرمردی مرواریدی صید کرد نوشت: دریای بخشنده
موجی نوشته ها را شست .
دریا ارام گفت : به قضاوت دیگران اعتنا نکن . اگر میخواهی دریا باشی.....



1- جبران نقص

« لِبَعْضِ مَواليهِ: عاتِبْ فُلانًا وَ قُلْ لَهُ: إِنَّ اللّهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَيْرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ ».
امام على النّقى(عليه السلام) به يكى از دوستانش فرمود:فلانى را توبيخ كن و به او بگو: خداوند چون خير بنده اى خواهد، هر گاه توبيخ شود، بپذيرد. [و در صدد جبران نقص خود برآيد].
2- جايگاه اجابت دعا
« إِنَّ لِلّهِ بِقاعًا يُحِبُّ أَنْ يُدْعى فيها فَيَسْتَجيبَ لِمَنْ دَعاهُ وَ الْحَيْرُ مِنْه »
.
همانا براى خداوند بقعه هايى است كه دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى دعاكننده را به اجابت رساند، و حائر حسين(عليه السلام)يكى از آنهاست.
3- خداترسى
« مَنِ اتَّقَى اللّهَ يُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطَ الَمخْلُوقينَ. وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْيَيْقَنَ أَنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الَْمخْلُوقينَ ».

هر كس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر كه خدا را اطاعت كند، از او اطاعت كنند، و هر كه مطيع آفريدگار باشد، باكى از خشم آفريدگان ندارد، و هر كه خالق را به خشم آورد، بايد يقين كند كه به خشم مخلوق دچار مىشود.
4- اطاعت خيرخواه
« مَنْ جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ وَ رَأْيَهُ فَاجْمَعْ لَهُ طاعَتَكَ ».

هر كه دوستى و نظر نهايىاش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتت را براى او همه جانبه گردان.
5- اوصاف پروردگار
« إِنَّ اللّهَ لا يُوصَفُ إِلاّ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ، وَ أَنّى يُوصَفُ الَّذى تَعْجِزُ الْحَواسُّ أَنْ تُدْرِكَهُ وَ الاَْوْهامُ أَنْ تَنالَهُ وَ الْخَطَراتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاَْبْصارُ عَنِ الاِْحاطَةِ بِهِ. نَأى فى قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فى نَأْيِهِ، كَيَّفَ الْكَيْفَ بِغَيْرِ أَنْ يُقالَ: كَيْفَ، وَ أَيَّنَ الاَْيْنَ بِلا أَنْ يُقالَ: أَيْنَ، هُوَ مُنْقَطِعُ الْكَيْفِيَّةِ وَ الاَْيْنِيَّةِ، أَلْواحِدُ الاَْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ ».

به راستى كه خدا، جز بدانچه خودش را وصف كرده، وصف نشود.
كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجز است، و تصورّات به كُنه او پى نبرند، و در ديده ها نگنجد؟ او با همه نزديكىاش دور است و با همه دورىاش نزديك. كيفيّت و چگونگى را پديد كرده، بدون اين كه خود كيفيّت و چگونگى داشته باشد. مكان را آفريده بدون اين كه خود مكانى داشته باشد. او از چگونگى و مكان بر كنار است. يكتاى يكتاست، شكوهش بزرگ و نام هايش پاكيزه است.
6- اثر بخش خداست، نه روزگار
« لا تَعْدُ وَ لا تَجْعَلْ لِلاَْيّامِ صُنْعًا فى حُكْمِ اللّهِ ».

از حدّ خود تجاوز نكن و براى روزگار هيچ اثرى در حكم خدا قرار نده.
7- نتيجه بى اعتنايى به مكر خدا
« مَنْ أَمِنَ مَكْرَ اللّهِ وَ أَليمَ أَخْذِهِ، تَكَبَّرَ حَتّى يَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ هانَتْ عَلَيْهِ مَصائِبُ الدُّنْيا وَ لَوْ قُرِضَ وَ نُشِرَ ».

هر كه از مكر خدا و مؤاخذه دردناكش آسوده زِيَد، تكبّر پيشه كند تا قضاى خدا و امر نافذش او را فراگيرد، و هر كه بر طريق خداپرستى، محكم و استوار باشد، مصائب دنيا بر وى سبك آيد و اگر چه مقراض شود و ريز ريز گردد.
8- تقيّه
« لَوْ قُلْتُ إِنَّ تارِكَ التَّقِيَّةِ كَتارِكِ الصَّلوةِ لَكُنْتُ صادِقً ».

اگر بگويم كسى كه تقيّه را ترك كند مانند كسى است كه نماز را ترك كرده، هر آينه راست گفته ام.
9- شكر و شاكر
« الشّاكِرُ أَسْعَدُ بِالشُّكْرِ مِنْهُ بِالنِّعْمَةِ الَّتى أَوْجَبَتِ الشُّكْرَ لاَِنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ وَ الشُّكْرُ نِعَمٌ وَ عُقْبى ».

شخص شكرگزار، به سبب شكر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى كه باعث شكر شده است. زيرا نعمت، كالاى دنياست و شكرگزارى، نعمتِ دنيا و آخرت است.
10- دنيا جايگاه آزمايش
« إِنَّ اللّهَ جَعَلَ الدُّنْيا دارَ بَلْوى وَ الاْخِرَةَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلْوَى الدُّنْيا لِثَوابِ الاْخِرَةِ سَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدُّنْيا عِوَضاً ».

همانا كه خداوند دنيا را سراى امتحان و آزمايش ساخته و آخرت را سراى رسيدگى قرار داده است، و بلاى دنيا را وسيله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنيا قرار داده است.
11- ستمكار بردبار
« إِنَّ الظّالِمَ الْحالِمَ يَكادُ أَنْ يُعْفى عَلَيْهِ بِحِلْمِهِ. وَ إِنَّ الُْمحِقَّ السَّفيهَ يَكادُ أَنْ يُطْفِىءَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفْهِهِ ».

به راستى ستمكار بردبار، بسا كه به وسيله حلم و بردبارى خود از ستمش گذشت شود و حقدار نابخرد، بسا كه به سفاهت خود، نور حقِّ خويش را خاموش كند.
12- آدم بى شخصيّت
« مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأْمَنْ شَرَّهُ ».

كسى كه خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.
13- دنيا جايگاه سود و زيان
« أَلدُّنْيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ ».

دنيا بازارى است كه گروهى در آن سود برند و دسته اى زيان ببينند.
14- حسد و خودخواهى
« أَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَ الزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَ الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داع إِلَى الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ، وَ الْبُخْلُ أَذَمُّ الاَْخْلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِيَّةٌ سَيِّئَةٌ ».

حسد نيكوييها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خودپسندى مانع از طلب دانش و خواهنده خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسنديده ترين خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا و ناشايست است.
15- پرهيز از تملّق
« قالَ أَبُوالْحَسَن ِالثّالِثِ(عليه السلام) لِرَجُل وَ قَدْ أَكْثَرَ مِنْ إِفْراطِ الثَّناءِ عَلَيْهِ: أَقْبِلْ عَلى شَأْنِكَ، فَإِنَّ كَثْرَةَ المَلَقِ يهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذا حَلَلْتَ مِنْ أَخيكَ فى مَحَلِّ الثِّقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلى حُسْنِ النِّيَّةِ ».

امام هادى(عليه السلام) به كسى كه در ستايش از ايشان افراط كرده بود فرمودند:از اين كار خوددارى كن كه تملّقِ بسيار، بدگمانى به بار مىآورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملّق او دست بردار و حسن نيّت نشان ده.
16- جايگاه حُسنِ ظنّ و سوء ظنّ
« إِذا كانَ زَمانٌ الْعَدْلُ فيهِ أَغْلَب مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أَنْ يُظُنَّ بِأَحَد سُوءً حَتّى يُعْلَمَ ذلِكَ مِنْهُ، وَ إِذا كانَ الْجَوْرُ أَغْلَب فيهِ مِنَ الْعَدْلِ فَلَيْسَ لاَِحَد أَنْ يَظُنَّ بِأَحَد خَيْرًا ما لَمْ يَعْلَمْ ذلِكَ مِنْهُ ».

هر گاه در زمانه اى عدل بيش از ظلم رايج باشد، بدگمانى به ديگرى حرام است، مگر آن كه [ آدمى ] بدى از كسى ببيند. و هر گاه در زمانهاى ظلم بيش از عدل باشد، تا وقتى كه [آدمى] خيرى از كسى نبيند، نبايد به او خوشبين باشد.
17- بهتر از نيكى و زيباتر از زيبايى
« خَيْرٌ مِنَ الخَيْرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَميلِ قائِلُهُ، وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راكِبُهُ ».

بهتر از نيكى، نيكوكار است، و زيباتر از زيبايى، گوينده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدى، عامل آن است، و وحشتناكتر از وحشت، آورنده آن است.
18- توقّع بيجا
« لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدَرْتَ عَلَيْهِ، وَ لاَ الْوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بِهِ، وَ لاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إِلَيْهِ، فَإِنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ ».

از كسى كه براو خشم گرفته اى ، صفا و صميميّت مخواه و از كسى كه به وى خيانت كرده اى ، وفا مطلب و از كسى كه به او بدبين شده اى ، انتظار خيرخواهى نداشته باش، كه دل ديگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.
19- برداشت نيكو از نعمتها
« أَلْقُوا النِّعَمَ بِحُسْنِ مُجاوَرَتِها وَ الَْتمِسُوا الزِّيادَةَ فيها بِالشُّكْرِ عَلَيْها، وَ اعْلَمُوا أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُ شَىْء لِما أَعْطَيَت وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مُنَِعَت ».

نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به ديگران ارائه دهيد و با شكرگزارى افزون كنيد، و بدانيد كه نفس آدمى رو آورنده ترين چيز است به آنچه به او داده شود و بازدارنده ترين چيز است از آنچه كه از او بازداشته شود.
20- خشم به زيردستان
« أَلْغَضَبُ عَلى مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ ».

خشم بر زيردستان از پستى است.
21- عاقّ والدين
« أَلْعُقُوقُ ثَكْلُ مَنْ لَمْ يَثْكَلْ ».

نافرمانى فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ ناديدگان است.
22- تأثير صله رحم در ازدياد عمر
« إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثُونَ سَنَةً فَيَكُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَيَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَةً وَ ثَلاثينَ سَنَةً، وَ إِنَّهُ لَيَكُونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَيَكُونُ عاقًّا لِقَرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَيَجْعَلُهَا اللّهُ ثَلاثَ سِنينَ ».

چه بسا شخصى كه مدّت عمرش مثلاً سى سال مقدّر شده باشد به خاطر صله رحم و پيوند با خويشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند. و چه بسا كسى كه مدّت عمرش 33 سال مقدّر شده باشد، به خاطر آزردن خويشاوندان و قطع رحمش، خداوند عمرش را به سه سال برساند.
23- نتيجه عاقّ والدين
« أَلْعُقُوقُ يُعَقِّبُ الْقِلَّةَ وَ يُؤَدّى إِلَى الذِّلَّةِ ».

نارضايتى پدر و مادر، كمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلّت مىكشاند.
24- بىطاقتى در مصيبت
« أَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ إِثْنانِ ».

مصيبت براى صابر يكى است و براى كسى كه بىطاقتى مىكند دوتاست.
25- همراهان دنيا و آخرت
« أَلنّاسُ فِى الدُّنْيا بِالاَْمْوالِ وَ فِى الاْخِرَةِ بالاَْعْمالِ »
.
مردم در دنيا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.
26- شوخى بيهوده
« أَلْهَزْلُ فَكاهَةُ السُّفَهاءِ وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ ».

مسخرگى، تفريح سفيهان و كار جاهلان است.
27- زمان جان دادن
« أُذْكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَىْ أَهْلِكَ، وَ لا طَبيبٌ يَمْنَعُكَ وَ لاحَبيبٌ يَنْفَعُكَ ».

وقت جان دادنت نزد خانواده ات را به ياد آر كه در آن هنگام طبيبى جلوگير مرگت و دوستى نفع رسانت نباشد.
28- نتيجه جدال
« أَلْمِراءُ يُفْسِدُ الْصِّداقَةَ القَديمَةَ، وَ يُحَلِّلُ الْعُقْدَةَ الْوَثيقَةَ، وَ أَقَلُّ ما فيهِ أَنْ تَكُونَ فيهِ الْمُغالَبَةُ، وَ الْمُغالَبَةُ أُسُّ أَسْبابِ الْقَطيعَةِ ».

جدال، دوستى قديمى را تباه مىكند و پيوندِ اعتماد را مىگشايد و كمترين چيزى كه در آن است غلبه بر ديگرى است، كه آن هم سبب جدايى مىشود.
29- حكمت ناپذيرى دل فاسد
« أَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ ».

حكمت، اثرى در دلهاى فاسد نمىگذارد.
30- درك لذّت در قِلَّت
« أَلسَّهَرُ أَلَذُّ لِلْمَنامِ، وَ الْجُوعُ يَزيدُ فى طيبِ الطَّعامِ ».

شب بيدارى، سبب لذّتبخشى خواب، و گرسنگى سبب خوش خوراكى در طعام ناب است.
31- اسير زبان
« راكِبُ الْحَرُونِ أَسيرُ نَفْسِهِ، وَ الْجاهِلُ أَسيرُ لِسانِهِ ».

كسى كه بر اسب سركش، سوار است، اسير هواى نفس خويش، و نادان، اسير زبان خويش است.
32- تصميم قاطع
« أُذْكُرْ حَسَراتِ التَّفْريطِ بِأَخْذِ تَقْديمِ الْحَزْمِ ».

افسوسِ كوتاهى در انجام كار را با گرفتن تصميم قاطع جبران كن.
33- خشم و كينه توزى
« أَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ، وَ الْعِتابُ خَيْرٌ مِنَ الْحِقْدِ ».

خشم و تندى، كليدِ گرانبارى است و خشم، بهتر از كينه توزى است.
34- ظهور مقدَّرات
« أَلْمَقاديرُ تُريكَ ما لا يَخْطُرُ بِبالِكَ ».

مقدَّرات چيزهايى را بر تو نمايان مىسازد كه به فكرت خطور نكرده است.
35- خود خواهان مغضوب
« مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَيْهِ ».

هر كه از خود راضى باشد، خشمگيران بر او زياد خواهند بود.
36- تباهى فقر
« أَلْفَقْرُ شَرَهُ النَّفْسِ وَ شِدَّةُ الْقُنُوطِ ».

فقر، مايه آزمندىِ نفس و سببِ نااميدى زياد است.
37- راه پرستش
« لَوْ سَلَكَ النّاسُ وادِيًا شُعَبًا لَسَلَكْتُ وادِىَ رَجُل عَبَد َاللّهَ وَحْدَهُ خالِصاً ».

اگر مردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه كسى كه تنها خدا را خالصانه مىپرستد خواهم رفت.
38- آثار گوشتخوارى
« مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ أَرْبَعينَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ وَ مَنْ أَكَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعينَ صَباحًا ساءَ خُلْقُهُ ».

كسى كه چهل روز گوشت نخورد بد خُلقى پيدا كند، و كسى كه چهل روز پى در پى نيز گوشت خورد اخلاقش بد شود.
39- يگانگى خدا
« لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَىءَ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْياءَ بَديعًا وَ اخْتارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الاَْسْماءِ ».

خداوند از ازل تنها بود و چيزى با او نبود، سپس اشياء را به صورت نوظهور آفريد و براى خودش بهترين نام ها را برگزيد.
40- فروتنى
« أَلتَّواضُعُ أَنْ تُعْطِىَ النّاسَ ما تُحِبُّ أَنْ تُعْطاهُ ».

فروتنى آن است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو چنان باشند.

عمار: سری به چادر علی بزن
مالک: می ترسم حرفی بزنم و او را مکدر کنم
عمار: مالک، علی بیش از همه ما تو را دوست دارد
مالک: ای کاش قادر بودم، علی را به روزگاری ببرم که مردمش قدر همچون او را می دانستند
عمار: می رود مالک، می رود، تا دنیا دنیاست، چشم بنی آدم دنبال علی می گردد.





آبشار قینرجه به نقل از شورای اسلامی تخت سلیمان رحیم نوروزی :بیشتر روستانشینان شهرستان تكاب ، علی الخصوص بخش تخت سلیمان ،از طریق دامداری امرار معاش می نمایند، دامداری كردن برای بیش از  50 درصد روستا نشینان بخش تخت سلیمان  تنها مسیر درامد میباشد این شیوه زندگی در مورد روستاهایی که کوهستانی هستند و امکان کشاورزی کردن برایشان میسر نیست مصداق بیشتری دارد.

شیر محصول نهایی ، شغل پر زحمت و پر دردسر دامداری میباشد .عدم وجود یک مرکز جمع آوری شیر در اکثر روستاها ، باعث نابسامانی و ضرر دامداران شده  است .در این نابسامانی عده ای هم تا میتوانند از دامداران سوء استفاده میکنند.









بعنوان مثال : مهر ماه هرسال آقای xاز استان همجوار تشریف می اورند ، و شیر مردم را پیش خرید میکنند ،فرضا به کسی که 40 گوسفند دارد 5 میلیون تومان میدهد ، و دامدار هم موظف میشود شیرش را از زمانیکه فصل شیردهی است به شرکت اقای x بدهد .
4 - 5 ماه بعد از پیش پرداخت به مردم اعلام میکند بعلت فلان مشکل نمیتوانم کار کنم یا الان کل پولم را بدهید یا اینکه قیمت شیرتان را 20 درصد پایین بیاورید  مردم بیچاره هم که تمام پول را خرج زمستان کرده اند ، خرج تغذیه احشام نموده اند چاره ای جز قبول شرایط اقای x ندارند.

همین فرد به اصطلاح محترم ،با تشکیل باندهایی در همه روستاها و تطمیع انها همه جوانب را می سنجد و معاملات میلیاردی را به راحتی به نفع خود تمام میکند.
سال گذشته هم این اقا یک حلب شیر مردم را 50 هزار تومان پیش خرید کرده بود ،که در پایان کار بیشتر از 46000تومان برای هر یک حلب پرداخت نکرد .
یکی از شروطی که برای مردم شریف و زحمت کش روستایی اعمال میکند اینست که : من شیر شما را از روستای ...آباد 1000 تومان بالاتر میخرم ،در حالیکه  زمان حساب و کتاب،  خودش است که برای همه روستاها قیمت تعیین میکند .
متاسفانه در این کارزار تنها پدر من و برادر و همسایه روستایی من ضرر میکنند و چون اسیر باند بازی عده ای میشوند به همان مقدار کم هم قناعت مینمایند در حالیکه آقایان x تا اینجای عمرشون هرگز از نزدیکی طویله ای عبور نکرده اند ، اما از این مسیر درامدهای زیادی به  کسب میکنند.

امید است مسئولان ذیربط با ایجاد مراکز جمع اوری شیر و فرادورده های شیری در منطقه تکاب و تخت سلیمان  ،دست این فرصت طلبان را از سفره های مردم کوتاه نمایند.



آبشار قینرجه به نقل از پایگاه خبری تحلیلی تخت نیوز: كوه بلقیس در هشت كیلومتری شمال شرقی تخت سلیمان با دو قله بلند با ارتفاع ۳۲۰۰ متر و ۳۶۵۵ متر در ادامه سلسله كوههای شرق دریاچه ارومیه واقع گردیده. روی قله جنوبی استحكامات و قلعه تخت بلقیس قرار دارد. ساختمان قلعه كاملآ مدور واز سنگ بنا شده. لذا می توان تصور كرد كه از این بنا به عنوان برج دیده بانی استفاده می شده. بین دو قله كوه دریاچه بسیار زیبایی كه از ذوب شدن برف كوهها بوجود آمده در بیشتر ماههای سال قابل مشاهده است هر چند در سالهای اخیر به جهت كمی بارش تابستانها آب دریاچه خشك می شود.

قلعه تخت بلیقیس در سال ۱۹۵۹ توسط فون دراوستن مورد بررسی قرار گرفت وبعد از آن همه ساله توسط هیات باستانشناسی مورد بازدید قرار گرفت. ودر سال ۱۹۶۶ و ۱۹۶۹ به وسیله دیتریش هوف بررسی و مساحی شد.

مشخصات قلعه تخت بلقیس

حصار استحكامات فضایی حدود ۵۰ در ۶۰ متر كه به صورت پلكانی با ارتفاع زیادی ادامه یافته و در حدود ۹ ارك مشخص است. در درون حصار ساختمان تقریبا مربع شكل و ایوانی در جلو می توان دید. كه محور آن در جهت تخت سلیمان قرار گرفته. در جلو بنا یك تراس چند طبقه قرار دارد كه اتاقهای پناهگاه مانندی با سقف گنبدی می باشد.

تاریخ بنا

نوع معماری آجرهای كه در ابعادآجرهای ساسانی هستند همچنین قطعات سنگ، ماسه زرد رنگ با علائم حجاری ساسانی تاریخگذاری بنا را به دوره ساسانیان نزدیكتر می كند.